
احزاب در ایران؛ از فلسفه تا واقعیت
گفتگوی آوای البرز با علی محمدی،مدرس و کارشناس حقوق وفعال حقوق شهروندی
پرسش: آقای محمدی، چرا اساساً حزب بهوجود میآید؟
پاسخ: فلسفه حزب، ایجاد پلی میان مردم و حاکمیت است. حزب باید مطالبات عمومی را جمعآوری کرده، آنها را سامان دهد و به شکل سیاست و برنامه به دولت و مجلس منتقل کند. در بسیاری از کشورها حزب یک «مدرسه سیاستورزی» است که از دل آن مدیران و قانونگذاران کارآزموده بیرون میآیند.
پرسش: با این توضیح، آیا احزاب در ایران چنین نقشی را ایفا کردهاند؟
پاسخ: متأسفانه خیر. بیشتر احزاب در ایران تنها در زمان انتخابات فعال میشوند و بعد از آن به خواب زمستانی میروند. همین مقطعی بودن باعث شده کارکردشان از یک نهاد اجتماعی ـ سیاسی به یک ابزار انتخاباتی کوتاهعمر تقلیل پیدا کند.
پرسش: به همین دلیل است که مردم به احزاب بیاعتماد شدهاند؟
پاسخ: دقیقاً. مردم دیدهاند که احزاب بیشتر به جای نمایندگی جامعه، به ابزار رقابتهای جناحی تبدیل شدهاند. آنها در مقاطعی خاص، «مثل قارچ سبز میشوند» و سپس ناپدید میگردند. طبیعی است که چنین روندی اعتماد عمومی را خدشهدار کند.
پرسش: به نظر شما، نقش واقعی حزب چیست که نادیده گرفته شده است؟
پاسخ : حزب باید یک نهاد دائمی، شفاف و پاسخگو باشد؛ نهادی که به آموزش سیاسی مردم بپردازد، مطالبات اجتماعی را سامان دهد و به دولتها برای اصلاح سیاستها کمک کند. حزبی که تنها در اندیشه قدرت باشد، از فلسفه وجودی خود فاصله گرفته است.
پرسش: راه برونرفت چیست؟
پاسخ : ما نیازمند الگوی تازهای از حزب هستیم؛ حزبی که بر پایه مطالبات صنفی و اجتماعی شکل گیرد، نه رقابتهای صرفاً سیاسی. حزبی که همواره فعال و پاسخگو باشد تنها چنین حزبی میتواند اعتماد عمومی را بازگرداند و در تدوین سیاستهای کلان نقشی واقعی ایفا کند.





