
بستهبندی را دور بریزید تا دارو ارزان شود! نقشه راهِ جدیدِ جهت مدیران برای درمانِ جامعه
اینکه مدیرانِ ارشد با افتخار از «تحلیلِ هزینههای بستهبندی» سخن میگویند (بهجای اینکه پاسخگو باشند چرا تولید داخلی به جای کاهش قیمت، جهش ۹۱ درصدی داشته)، نشاندهنده یک «انحطاط مدیریتی» است.
علی محمدی فعال حقوق شهروندی :گزارشهای مستخرج از سامانه کدال در سال ۱۴۰۵، آیینه تمامنمایِ بحرانی است که صنعت داروی کشور را فرا گرفته است. ثبتِ افزایشِ نرخهای ۵۳ تا ۹۱ درصدی برای دهها قلم محصول دارویی، تنها یک «تعدیلِ مالی» نیست؛ بلکه سندی است که نشان میدهد مدیریت کلان صنعت دارو، بهجای درمانِ ریشههای فساد و ناکارآمدی، به «اقتصادِ حذف» روی آورده است.
سامانه کدال که قرار است محلی برای شفافیتِ عملکردِ شرکتهای بورسی باشد، اکنون به بلندگویِ توجیهاتِ مدیریتی تبدیل شده است. شرکتها با استناد به «تغییر گروه کالایی» و «افزایش بهای تمامشده»، چراغ سبزِ افزایش قیمت را دریافت میکنند. این در حالی است که وقتی شرکتی مانند «داروسازی دانا» میانگینِ افزایش نرخ ۹۱ درصدی را در ۱۱۳ قلم محصول ثبت میکند، یا «سبحان دارو» قیمتهای خود را تا سه برابر افزایش میدهد، کدال صرفاً این اعداد را به عنوان «تکلیفِ سیستمی» ثبت میکند. این دادهها گواه آن است که مدیریت دارو، دارو را نه به عنوان «حق شهروندی»، بلکه به عنوان یک «عدد در ترازنامه» میبیند که باید سود سهامداران را در اولویت قرار دهد، حتی اگر به بهایِ خارج شدنِ دارو از سبدِ معیشتیِ بیماران تمام شود.
مدیرکل دارو سازمان غذا و دارو: مدیریتی که به جای اصلاح ساختارهای کلان، فسادزدایی از ارز ترجیحی یا ارتقای بهرهوری در کارخانهها، بهدنبال توجیهِ افزایش قیمت از طریقِ هزینههای جانبی (بستهبندی و تبدیل) میرود، عملاً صورتمسئله را پاک کرده است. در همین راستا و برای مواجهه با این منطقِ وارونه، پیشنهاد میشود سیستم مدیریتیِ فعلی که به دنبال کاهش هزینههاست، گام را فراتر نهاده و «توزیع فلهای دارو» را عملیاتی کند.
حذفِ پوششهای بهداشتی، بستهبندیهای استاندارد و بروشورهای راهنما، گامی منطقی در مسیرِ سیاستهای فعلی است. وقتی استانداردهای زندگی مردم تا سطحِ بقای اولیه تنزل یافته، چرا سیستم باید در حفظِ استانداردهای مدرن دارویی اصرار ورزد؟ بازگشت به عصرِ «عطاریهای غیربهداشتی» و توزیعِ سرنگ و قرص به صورتِ کیلویی، پیشنهادِ اجراییِ منتقدان برای همسویی با همین تفکرِ مدیریتی است تا حداقل نقاب از چهرهیِ ناکارآمدی برداشته شود.
در سیستم مدیریتی فعلی، نوسانات نرخ ارز نیمایی بلافاصله به قیمتِ قفسهی داروخانه منتقل میشود. پیشنهادِ توزیع فلهای، در واقع دهانکجی به تفکری است که سلامت را صرفاً یک کالای تجاری میبیند. مدیریتی که حواسش به سودِ سهامداران و پر کردنِ ترازنامههاست اما فراموش کرده که پشتِ این اعداد، بیماری است که توان خرید ندارد، باید بداند که این «اعدادِ کدال»، در واقع قیمتِ از دست رفتنِ جان و سلامتِ شهروندان است.
باعث تاسف اینکه مدیرانِ ارشد با افتخار از «تحلیلِ هزینههای بستهبندی» سخن میگویند (بهجای اینکه پاسخگو باشند چرا تولید داخلی به جای کاهش قیمت، جهش ۹۱ درصدی داشته)، نشاندهنده یک «انحطاط مدیریتی» است.
وقتی سیستم نمیتواند تورم را مهار کند، سراغِ «بستهبندی» میرود.
وقتی نمیتواند ارز را مدیریت کند، سراغِ «حذفِ کیفیت» میرود.
این رفتار، مدیریتی است که برای پنهان کردنِ ناتوانیاش در مدیریت کلان، خودش را با جزئیاتِ حقیرانه مشغول کرده است. اگر قرار است با همین فرمان پیش بروید و قیمتها را فقط «بهروز» کنید، حداقل جسارتِ این را داشته باشید که ظاهرِ مدرنِ پزشکی را کنار بگذارید.
این پیشنهادها برای توزیعِ فلهای، صدای بلندِ اعتراض به این است که «سلامت مردم به بازی گرفته شده است». سیستمی که به جای پاسخگویی بابت گرانیها، به دنبالِ توجیهاتِ تکنیکال است، در حالِ تبدیل شدن به منبعِ اصلیِ اضطراب در جامعه است. با این روندِ «افزایش شتابان»، دور از انتظار نیست که در آیندهای نزدیک، داروهای بدون تاریخ انقضا و بستهبندی را در بازارهای غیررسمی ببینیم؛ این نتیجهیِ منطقیِ مدیریتی است که بیش از آنکه به فکرِ «درمان» باشد، به فکرِ «تراز کردنِ اعدادِ کدال» است.





