اقتصادی

مخاطب مجلس ودولت: جراحی اقتصادی شما، فقط دردش به مردم می‌رسد و درمانش هرگز دیده نمی‌شود؟

«جراحی نارس دولت‌ها»، دلایل ناکامی اصلاحات اقتصادی در ایران

محمد رضا محمدی ( یاشار ) سر دبیر : آنچه امروز بر اقتصاد ایران می‌گذرد، دیگر نه یک بحران مقطعی است و نه نتیجه صرف فشارهای بیرونی. افزایش افسارگسیخته قیمت ارز، طلا، خودرو و کالاهای اساسی، به نشانه‌ای از ناتوانی مزمن سیاست‌گذاری تبدیل شده است؛ ناتوانی‌ای که به‌تدریج شکل سیاست رسمی به خود گرفته و هزینه آن مستقیماً بر دوش مردم افتاده است.

از زمان معرفی دولت چهاردهم، بازار پیش از هر نهاد رسمی واکنش نشان داد. قیمت دلار از حدود ۵۹ هزار تومان به مرز ۱۴۹ هزار تومان رسید؛ افزایشی نزدیک به ۱۵۲ درصد. طلا نیز از حدود سه میلیون و ششصد هزار تومان به بیش از ۲۵ میلیون تومان صعود کرد؛ رشدی بالای ۵۵۰ درصد. این اعداد فقط آمار اقتصادی نیستند؛ آن‌ها روایت کوچک‌شدن سفره‌ها، نابودی پس‌اندازها و گسترش فقر در جامعه‌اند.

در چنین شرایطی، رئیس‌جمهور دولت چهاردهم روز سه‌شنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ در سفر به مشهد، از ضرورت «جراحی اقتصادی» سخن گفت و تأکید کرد:
«رضایت مردم اصل است. باید با مردم صحبت کرد. اگر مردم بدانند مصلحت آنان چیست، خود را به دست جراح متخصص می‌سپارند… طبیعتاً باید در خیلی از قسمت‌ها جراحی‌هایی داشته باشیم تا کشور را از این وضعیت بیرون ببریم.»

این سخنان، در ظاهر دعوت به شفافیت و اقناع افکار عمومی بود؛ اما آنچه در عمل دیده شد، بیش از آنکه به یک جراحی حساب‌شده شباهت داشته باشد، به تصمیم‌های پراکنده، دیرهنگام و پرهزینه شبیه بود؛ تصمیم‌هایی که درد داشتند، اما درمان نه.

نمونه روشن این وضعیت، سیاست اخیر دولت در بازار خودرو است. دولت با این استدلال که فاصله قیمت کارخانه و بازار آزاد باید کاهش یابد، با افزایش ۳۰ درصدی قیمت محصولات ایران‌خودرو و سایپا موافقت کرد. اما نتیجه چه شد؟
بلافاصله پس از اعلام این تصمیم، قیمت خودرو در بازار آزاد جهش کرد و فاصله قیمتی دقیقاً به همان نقطه قبلی بازگشت. سیاستی که قرار بود رانت را کاهش دهد، عملاً خود به محرک گرانی تبدیل شد.

این تجربه نشان داد که مسئله فقط قیمت‌گذاری نیست؛
مسئله، نبود ثبات، فقدان پیش‌بینی‌پذیری و ناتوانی در مدیریت انتظارات اقتصادی است.

در همین زمینه، گروهی از اقتصاددانان در گفت‌وگو با روزنامه شرق، با عنوان «جراحی نارس دولت‌ها»، دلایل ناکامی اصلاحات اقتصادی در ایران را تشریح کرده‌اند؛ دلایلی که تصویر روشنی از چرایی شکست‌های مکرر این سیاست‌ها ارائه می‌دهد.

مرتضی افقه معتقد است جراحی اقتصادی بدون اصلاحات ساختاری، محکوم به شکست است. به گفته او، دولت‌ها معمولاً زمانی به سراغ جراحی می‌روند که به بن‌بست مالی رسیده‌اند؛ زمانی که هزینه‌ها انباشته و منابع ناپایدار شده است. نتیجه چنین جراحی‌ای، نه درمان، بلکه فقیرتر شدن اقشار جامعه است.

علی سعدوندی تأکید می‌کند که در شرایط نااطمینانی مزمن و سقوط مداوم ارزش پول ملی، هرگونه اصلاح قیمتی بی‌اثر خواهد بود. او هشدار می‌دهد که افزایش قیمت‌ها در شرایط کمبود ذخایر ارزی یا کالایی، به‌سرعت با تورم و جهش دوباره قیمت‌ها خنثی می‌شود؛ همان‌گونه که در افزایش اخیر قیمت خودرو یا نرخ ارز نیمایی مشاهده شد.

از نگاه سهراب دل‌انگیزان، ریشه بحران در بودجه‌نویسی دولت نهفته است. او معتقد است بدون شفافیت و تعادل واقعی میان منابع و مصارف بودجه، اصلاحات اقتصادی صرفاً نمایشی خواهد بود. به باور او، تا زمانی که دولت در هزینه‌ها و مخارج خود اصلاحات اساسی انجام ندهد و هماهنگی واقعی میان قوای سه‌گانه شکل نگیرد، جراحی اقتصادی به نتیجه نمی‌رسد.

علی سرزعیم وضعیت اقتصاد ایران را به بیماری پیشرفته تشبیه می‌کند؛ بیماری‌ای که نشانه‌های آن را می‌توان در قطع برق، نابسامانی بورس، بحران‌های محیط‌زیستی و فرسایش زیرساخت‌ها دید. از نظر او، جراحی اقتصادی زمانی باید انجام شود که بیمار در وضعیت باثبات باشد، نه زمانی که از سر ناچاری تصمیم‌های پرهزینه گرفته می‌شود.

کامران ندری نیز بر این نکته تأکید دارد که مفهوم «جراحی اقتصادی» در ایران به‌شدت مبهم شده و عملاً به آزادسازی قیمت‌ها تقلیل یافته است. در حالی که اصلاحات واقعی، نیازمند بازسازی زیرساخت‌ها، اصلاح روابط خارجی، توسعه تجارت و تغییر رویکرد سیاست خارجی است؛ بدون این‌ها، آزادسازی قیمت‌ها نه درمان، بلکه تشدید بحران خواهد بود.

برخلاف تصور سیاست گذاران ودولت مردان ،مردم نه مخالف اصلاحات‌اند و نه ناآگاه. آن‌ها مخالف بی‌برنامگی، آزمون‌وخطا و پرداخت هزینه تصمیم‌هایی هستند که نتیجه‌ای جز تورم، فقر و بی‌اعتمادی ندارد.

امروز افزایش قیمت ارز، طلا و خودرو، فقط پدیده‌های اقتصادی نیستند؛ آن‌ها نشانه‌های شکاف عمیق میان سیاست‌گذار و واقعیت زندگی مردم‌اند. بدون شفافیت، پاسخ‌گویی، اصلاح ساختار دولت و پذیرش مسئولیت، هیچ «جراحی اقتصادی»‌ای کشور را از این چرخه معیوب خارج نخواهد کرد.

سؤال همچنان باقی است:
اگر این تصمیم‌ها جراحی است، چرا فقط دردش به مردم می‌رسد و درمانش هرگز دیده نمی‌شود؟

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا