
سودآوری روی رنج دختران جوان
در خیابانهای شلوغ تهران، پشت درهای بسته ساختمانهای قدیمی، دختران جوانی زندگی میکنند که نه تنها سرپناهی برای ادامه تحصیل و کارشان پیدا کردهاند، بلکه تبدیل به منبع درآمد پرسود برای صاحبان پانسیونها شدهاند. اتاقهای ۶ تا ۱۰ نفره، امکانات حداقلی و هزینههای سرسامآور، بخشی از روزمرگی این زنان است.
زندگی روزمره زنان در ایران بازتابی از تعامل پیچیده میان فرصتها و محدودیتهاست؛ فضایی که هم امکان رشد و مشارکت را فراهم میکند و هم با چالشهای ساختاری، اجتماعی و فرهنگی مواجه است. زنان امروز با نقشهای متنوع در خانواده، محیط کار و جامعه، با واقعیتهایی روبهرو هستند که گاه محدودیتها را برجسته میکند و گاه توانمندیها و خلاقیتهای آنها را به نمایش میگذارد. تحلیل این واقعیتها نه تنها تصویری دقیقتر از وضعیت زنان ارائه میدهد بلکه نشان میدهد که قوانین، سنتها و فرهنگ عمومی چگونه زندگی روزمره آنها را شکل میدهند.
این ضرورت باعث شد تا پژوهش ایرنا در پروندهای با عنوان «زندگی روزمره زنان در ایران امروز؛ چالشها و فرصتها» به شناسایی و تحلیل وضعیت پیشروی زنان ایرانی در جامعه معاصر بپردازد. محورهای اصلی بررسی شامل حقوق قانونی و سیاسی، وضعیت اقتصادی، ابعاد اجتماعی و فرهنگی، سلامت و امنیت و نحوه نمایش زنان در رسانهها و فرهنگ عمومی است. با بهرهگیری از مصاحبهها، گزارشهای پژوهشی و دادههای میدانی، این پرونده تصویری جامع و واقعگرایانه از زندگی زنان امروز ارائه میدهد و مسیرهای احتمالی برای ارتقای مشارکت و توانمندسازی آنها را روشن میسازد.
زنگهایی که روی آنها با ماژیک نوشته شده «واحد…» یا «دفتر»
در خیابانهای مرکزی تهران مثل انقلاب، ولیعصر، فاطمی، جهاد هفتتیر یا کریمخان حتی با دقت فراوان هم متوجه این نمیشوید که در بسیاری از ساختمانهای مسکونی قدیمی، خوابگاهها و پانسیونهایی فعالاند که محل زندگی صدها دختر جوان است. هیچ تابلویی وجود ندارد، نامی روی سردرها دیده نمیشود و تنها نشانه، زنگهایی است که روی آنها با ماژیک نوشته شده «واحد…» یا «دفتر».
برای پیدا کردن این مراکز، لازم نیست مسیر پیچیدهای طی شود. یک جستوجوی ساده در فضای مجازی یا پرسوجو از بنگاههای اطراف مراکز اداری و دستفروشان ساکن در خیابانها فهرست بلندی از پانسیونهای دخترانه را پیش روی متقاضی میگذارد؛ اقامتگاههایی که اغلب، آخرین گزینه دخترانی است که برای تحصیل یا کار بعد از تحصیل تهران را به محلی برای زندگی انتخاب کرده اند و دیگر امکان بازگشت ندارند.
گزارش پیشرو دربردارنده پرسشهایی از زندگی دختران در خوابگاهای آزاد واقع در میدان ولیعصر، خیابان انقلاب، خیابان فاطمی است. اینکه چرا تهران را به عنوان محلی برای زندگی انتخاب کردند و آیا از زندگی در خوابگاه رضایت دارند و امکانات رفاهی خوابگاهها مورد رضایتشان هست یا خیر، آیا خوابگاهی که در آن زندگی میکنند دارای مجوز قانونی هست؟
چرا بعد از تحصیل هنوز تهران ماندهاید؟
پژوهشگر ایرنا در گفتوگو با دخترانی که در یکی از خوابگاههای ولیعصر زندگی میکنند، یک پاسخ مشترک و تکرار میشنود: «چارهای نداشتیم.» بسیاری از آنها میگویند بعد از پایان تحصیلات، بازگشت به شهر محل تولدشان به معنای بیکاری، وابستگی مالی یا بازگشت به محدودیتهای خانوادگی بوده است.
یکی از دختران که در این پانسیون زندگی میکند، میگوید: «توی شهر ما با این مدرک کاری پیدا نمیشود تهران شهر پر هزینهای هست ولی حداقل میشه دنبال کار گشت و به راحتی کار پیدا کرد.»
در همین ارتباط «فرزانه» از فشارهای فرهنگی حرف میزنند. به گفته او «تهران با وجود همه سختیها، امکان استقلال نسبی را فراهم میکند»؛ استقلالی که حتی اگر در قالب یک اتاق ششنفره معنا پیدا کند، باز هم برایش قابلتحملتر از بازگشت به شهری است که هیچ خبری از مشغول شدن در تخصص مورد نظرش نیست.
بیشتر دخترانی که با آنها صحبت شد، تجربه زندگی در خوابگاههای دانشجویی را داشتهاند. خوابگاههایی که با همه محدودیتها، دستکم قانون و ساختار مشخصی داشتند اما با پایان سنوات تحصیلی این امکان هم از بین میرود.
یکی از دختران که ساکن پانسیونی در خیابان انقلاب است میگوید: «وقتی دانشجو بودیم، خوابگاه دانشگاه مجبور بود پاسخگو باشد. اینجا اگر مشکلی پیش بیاید، نهایتش میگویند اگر ناراضی هستی، برو. تازه به همین جا ختم نمیشود وقتی میخواهی برای اعتراض خوابگاه را ترک کنی و خوابگاه دیگری بروی، برای پس گرفتن ودیعه باید کلی پیگیری کنی و پس از ماهها پیگیری امکان دارد ودیعه مواجه را دریافت کنی.»
بیشتر پانسیونهای دخترانه در واحدهای مسکونی قدیمی فعالیت میکنند
بررسیهای میدانی پژوهشگر ایرنا نشان میدهد که بیشتر پانسیونهای دخترانه در واحدهای مسکونی قدیمی فعالیت میکنند. آپارتمانهایی که بدون تغییر اساسی، به محل اسکان ۷۵ تا۸۰ نفر تبدیل شدهاند. اتاقهای کوچکی که ۶ تا ۱۰ نفر را در آنها اسکان دادهاند و فضای شخصی عملاً معنایی ندارد.
در این ارتباط «معصومه» یکی از دختران که در این پانسونها زندگی میکند، میگوید: «هزینه زیادی بابت اتاق ۶ نفره از ما دریافت میشود اما هیچ، تناسبی با امکاناتی که ارائه میدهند ندارد، تختهای ۲ طبقه، آشپزخانههای کوچک مشترک که در آن ۲ گاز سه شعله برای استفاده ۲۵ نفر تهیه شده، سرویسهای بهداشتی محدود و نبود فضای مناسب مطالعه، شرایط رایج بیشتر پانسیونهایی است که تا حالا در آنها زندگی کرده و میکنم».
بنابراین به گفته اکثر ساکنان، این خوابگاه به مرور به یک فعالیت اقتصادی سودآور تبدیل شدهاند؛ فعالیتی که در آن، اولویت با پر کردن ظرفیت است نه کیفیت زندگی.
پانسیونهایی با صفهای طولانی حمام، کمبود آب گرم و نبود فضای کافی
یکی دیگر از پرسشهایی که پژوهشگر ایرنا مطرح میکند این است که آیا امکانات خوابگاهها راضیکننده و پاسخگویی نیازهای است؟ معصومه در پاسخ میگوید: «ما برای یک اتاق شلوغ، هزینهای میدهیم که میشود قسط اجاره یک خانه کوچک. در این پانسیون تعداد نفرات بیش از ظرفیت استاندارد است، نظافت بهصورت نامنظم انجام میشود، اینترنت ضعیف یا محدود است و یا مودم فقط دکور سالن خوابگاه برای تازهورودان است چون حتی سه سالی که من در این خوابگاه زندگی میکنم یکبار هم به دلیل ضعیف بودن یا قطع بودنش استفاده نکردم، سیستم گرمایش و سرمایش کارایی لازم را ندارد».
فرد دیگری در همین پانسیون می گوید: «داخل اتاق ما با فضای کم ۶ نفر زندگی میکنند با این فضای کم یخچال هم داخل اتاق است، این مسئله جابجا شدن رو خیلی سخت کرده است». در همین پانسیون برخی دیگر از دوستان معصومه از صفهای طولانی حمام، کمبود آب گرم و نبود فضای کافی، گلایه دارند. به گفته آنها، این شرایط بعد از مدتی به فرسودگی روانی منجر میشود.
یک مسئله قابل توجه در ارتباط با این خوابگاهها این است که خوابگاههایی که نزدیک به اماکن و وسایل حمل و نقل عمومی هستند اکثراً از وضعیت قابل قبولی در زمینه امکانات رفاهی، بهداشت و نظافت و فیلتر پذیرش افراد، ندارند. «زهرا» ساکن خوابگاهی در نزدیکی میدان ولیعصر در همین ارتباط میگوید: «وقتی میخواستم خوابگاه پیدا کنم در مرحله اول دنبال این بودم نزدیک محل کارم باشد ولی خب در نهایت همچین موردی پیدا نشد و من سعی کردم خوابگاهم ترجیحاً نزدیک مترو باشد که حمل و نقل راحت باشد، با اینکه از همه نظر خوابگاه درجه سومی هست ولی چارهای جز این برای من نبود».
نظارت؛ مسئلهای که بیشتر روی کاغذ است
یکی از پرسشهای مهم، وضعیت نظارت بر این پانسیونهاست. پاسخ اغلب ساکنان مبهم است. بسیاری نمیدانند خوابگاهی که در آن زندگی میکنند، مجوز دارد یا نه، فقط یک نفر میگوید: «راستش تا جای که من میدانم، خوابگاه ما مجوز رسمی داره و موقع ثبتنام هم از ما قرارداد گرفتن و گفتن زیر نظر نهاد مربوطه فعاله. البته ما به عنوان ساکن، دسترسی مستقیمی به خود مجوز یا جزئیاتش نداریم و فقط به حرف مدیریت اعتماد میکنیم. بنظرم اگر مجوز رسمی که میگن دارند به صورت تابلو توی سالن نصب بشه خب ما هم از این مسئله اطمینان پیدا میکنیم ولی خب متاسفانه این درخواست ما از نظر مدیریت بیمعناست».
مسئولان خوابگاه به کنترل سروصدا و تنشهای بینفردی بیتوجه هستند
در کنار مسائل اقتصادی، امنیت روانی یکی از مهمترین دغدغههای دخترانی است که در این خوابگاهها زندگی میکنند. شلوغی، ورود و خروجهای نامنظم؛ در این ارتباط «همتا» میگوید: «ساعت یک شب است و من تازه خوابم برده که صدای باز شدن درب ورودی پانسیون بیدارم میکند. صدای پلهها، صحبت آرامی که آرام هم نیست و نور راهرو که ناگهان روشن میشود. این اتفاق بارها تکرار شده است. ورود و خروجهای نامنظم، واقعاً یکی از مشکلات اساسی اینجا هست که زندگی همه رو تحت تاثیر قرار داده، من میدانم هر کدام از ما برنامه و سبک زندگی خودش را دارد. بعضیها شیفت شب دارند، بعضی تا دیر وقت درس میخوانند یا تازه آخر شب برمیگردند. اما وقتی این رفتوآمدها بدون نظم و رعایت سکوت انجام میشود، خواب و آرامش بقیه بههم میریزد».
«مینا» هم از بیتوجهی مسئولان خوابگاه به کنترل سروصدا میگوید و از تنشهای بینفردی و نبود رسیدگی به اختلافها گلایه دارد. به گفته او، این شرایط باعث شده احساس آرامش در خوابگاههشان به حداقل برسد.
چرا دختران با وجود همه این مشکلات در تهران میمانند؟
وقتی این سؤال مطرح میشود که با وجود این همه مشکل چرا هنوز به زندگی در این پانسیون ادامه میدهید؟ پاسخهای اکثرشان کوتاه و صریح است: «خانه اجارهای در توان ما نیست»، «امکان برگشت به شهرستان هم وجود ندارد»، «فعلاً راه دیگری نداریم». «الهه» میگوید: «اقامت در پانسیون را موقتی تصور میکردم اما این موقتیبودن به سالها زندگی در این شرایط نامطلوب برایم تبدیل شده است».
گزارش از فرشته آرشام فر






