
دلیل غیبت ۱۰ ساله امید زندگانی چه بود؟
امید زندگانی با اشاره به چهار سال ممنوعالکاری مستقیم و بعد هم غیرمستقیم؛ چون باید دوباره به یاد آدمها میآورد که او هم هست، از مجموعا ۱۰ سال دوری از عرصه بازیگری گفت.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، امید زندگانی، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون کارش را در عرصه تئاتر از سن ۱۴ سالگی با یکی از بهترینهای این حوزه؛ هادی مرزبان، آغاز کرد. بعدتر نیز که وارد تلویزیون شد جلوی دوربین کارگردانانی مطرح رفت. کسانی که هرکدامشان وزنهای برای خود در سریالسازی بودند. این روند صعودی اما از جایی به بعد متوقف شد. درحالیکه بیشتر بازیگران آن سریالها وارد عرصه سینما یا شبکه نمایش خانگی شدند.
او که به بهانه بازی در نمایش «کافه مَکاَدَم» همراه با آرمان شهبازی به کافهخبر خبرگزاری خبرآنلاین آمده بود در پاسخ به این که «آیا توقف این روند ناخواسته بود یا خودخواسته؟ درواقع انتخاب خودش بود یا اجبار؟» چنین گفت:
«جواب سوال شما اتفاقی است که بر سرنوشت کاری من اثر بسیار گذاشت. خاطرم هست بعد از سریال «بازگشت به خانه» که سال ۱۳۷۵ از شبکه دو پخش شد بلافاصله به من پیشنهادی شد. پیشنهاد بازی ـ اجرا در برنامهای در مورد مراسم فولکلور عروسی در نقاط مختلف ایران. این اولین تجربه من در حوزه اجرا بود. چراکه قبلا انجام داده بودم حضوری گاهگداری در «قصههای شب» و… بود. من پذیرفتم که مجری ـ بازیگر باشم. یعنی از متن استفاده نکنم. مثلا اگر قرار بود در مورد مراسم عروسی در بیرجند صحبت کنم، آن را از حفظ و در اجرایش از زبان بدن استفاده میکردم. بازی- اجرای من مورد اقبال قرار گرفت و ضمن این که درآمدش هم از بازیگری بهتر بود، پیشنهادهای بعدی از راه رسید. طوریکه ناگهان به خودم آمدم و دیدم تمام وقتم در شبکههای تلویزیونی بهعنوان مجری ـ بازیگر میگذرد. من از حیطه بازی دور شدم و دیگر برای تصویر هم به سراغم نیامدند، تئاتر که جای خودش را داشت.»
زندگانی افزود: «در ادامه اتفاقی که برای ۹۰ درصد بازیگران پیش آمده است برای من هم پیش آمد. این که در جایی کاری انجام بدهید یا ندهید و خواسته یا ناخواسته برخلاف نظر مدیریت عمل کنید. اینجاست که رنگ ممنوعالکاری را میبینید. بعد از آن پیشنهادات مکرر، اتفاقی برایم افتاد و حاشیههایی را پدید آورد که موجب شد ترجیح مدیریت کلان عدم حضور من باشد. اینطور شد که خانهنشین شدم. خانهنشینی من قرار بود دو سال طول بکشد اما بعدتر کمتر و به یک سال تبدیل شد. چیزی که من سه سال از آن بیخبر بودم. یعنی از جایی به بعد میتوانستم کار کنم اما نمیدانستم که میتوانم. در اثنای سال ۱۳۹۶ بود که از مرکز هنرهای نمایشی تماس گرفتند و از من برای بازی در تئاتری دعوت کردند. من هرچهقدر گفتم اجازه ندارم آنها حرف خودشان را زدند. دست آخر نامهای را با مهر و امضای وزارت فرهنگوارشاد اسلامی برای من فرستادند که نشان میداد از یک سال قبل میتوانستهام کار کنم اما خبر نداشتهام.»
او در جواب این که «دلیل ممنوعالکاریاش چه بود؟» گفت: «بگویم حاشیه، نمیدانم. بگویم اتفاق، نمیدانم. بگویم اشتباه شخصی، نمیدانم. به هر حال تصمیم گرفته شد من ممنوعالکار باشم. این ممنوعالکاری اما اگرچه قرار بود دو سال باشد برای من نزدیک به چهار سال طول کشید. چهار سال مستقیم و بعد هم غیرمستقیم. چون تازه باید به یاد آدمها میآوردم که من هم هستم در حالی که آرامآرام فراموش شده بودم. من باید میرفتم و میآمدم تا این را به یاد آدمها میآوردم. بعد هم کرونا آمد و بعد هم اتفاقات اجتماعی و اعتراضات سیاسی.»
و اینگونه شد که به گفته زندگانی این دوری مجموعا ۱۰ سال طول کشید. ۱۰ سالی که میتوانست دورانی طلایی برای او باشد.
متن کامل این گفتوگو را اینجا بخوانید.