
میدری؛ از جام زهر تا جام فقر
آقای وزیر! افزایش ۵۰۰ هزار تومانی را به عنوان یک فتحالفتوح معیشتی اعلام میکنید، اما آیا این عدد را با شاخصهای واقعی بازار و نرخ اقلام پروتئینی تطبیق دادهاید؟
کارگر ۲۴؛ سمیه گلپور فعال حقوق کارگران – سخنان اخیر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در لردگان مبنی بر افزایش ۵۰۰ هزار تومانی اعتبار کالابرگ (از یک میلیون به ۱.۵ میلیون تومان) برای ۳۳.۵ میلیون نفر و وعده تسری آن به سایرین، از منظر جامعه کارگری و صاحبنظران حوزه رفاه، بیش از آنکه یک گشایش معیشتی باشد، پردهبرداری از یک انحراف ساختاری در مواجهه با مسئله فقر و دستمزد است.
۱. ریاضیات سفره در برابر محاسبات ستادی:
۵۰۰ هزار تومان یعنی ۲۵۰ گرم گوشت!
آقای وزیر! افزایش ۵۰۰ هزار تومانی را به عنوان یک فتحالفتوح معیشتی اعلام میکنید، اما آیا این عدد را با شاخصهای واقعی بازار و نرخ اقلام پروتئینی تطبیق دادهاید؟
در شرایطی که میانگین قیمت گوشت قرمز از کیلویی ۲ میلیون تومان هم فراتر رفته و کلِ این افزایش ۵۰۰ هزار تومانی اعتبار در طول یک ماه، حتی کفاف خرید «۲۵۰ گرم گوشت قرمز» را هم نمیدهد.
آیا تصمیمگیران وزارت رفاه حقیقتاً تصور میکنند با تزریق ارزش ریالیِ یکچهارم کیلوگرم گوشت در ماه، شکاف عمیق میان تورم لجامگسیخته و سفرههای خالی محرومان ترمیم میشود؟! این فاصله نجومی میان «ارقام روی کاغذ» و «قیمت پشت ویترین اقلام اساسی سبد معیشت»، سند عینی فاصله سیاستگذاران از واقعیت انکار ناپذیر جامعه است.
۲. تفکیک مددجویی از کرامت کارگر: صدقهپروری بهجای اجرای ماده ۴۱ قانون کار
در ساختار اقتصادی کشور، دو جامعه هدف کاملاً متمایز وجود دارد که سیاستگذار نباید آنها را با یک چوب براند:
●اقشار فاقد درآمد و مددجویان معزز نهادهای حمایتی (کمیته امداد و بهزیستی):
حمایت حداکثری، منظم و متناسب با تورم از این قشر، وظیفه تخطیناپذیر حاکمیت است و افزایش مستمری و کالابرگ برای آنان یک ضرورت قطعی به شمار میرود.
●طبقه شریف کارگر:
اما تقلیل دادن جامعه کارگری به دریافتکنندگان اعانه ای که ۵۰۰ هزار تومان افزایش می یابد، دور زدن آشکار تکالیف قانونی است. کارگر، ستون فقرات تولید ملی است، کارگر سرمایه انسانی و مولد است نه یک مددجو.
وزارت کار موظف است طبق «ماده ۴۱ قانون کار»، جلسات سهجانبه شورای عالی کار را برای ترمیم مزد متناسب با نرخ تورم واقعی و سبد معیشت تشکیل دهد. متأسفانه توزیع کالابرگهای قطرهچکانی به ابزاری برای به تعویق انداختن ترمیم دستمزد در نیمه دوم سال بدل شده و کرامت نیروی کار را مخدوش کرده است.
۳. جراحی معیوب؛ قطع کالابرگ طبقه متوسط با برچسب دهکبندی
فاجعهبارتر آنکه این افزایش ۵۰۰ هزار تومانی، حاصل خلق منابع جدید یا بازتوزیع عادلانه ثروت نیست؛ بلکه گزارشهای میدانی گویای آن است که هزینه این مانور تبلیغاتی، با «قطع گسترده کالابرگ طبقه متوسط و کارگران متمایل به فقر»تأمین شده است.
پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان با تکیه بر الگوریتمهای پرخطا و دادههای خام بانکی—بدون کسر هزینههای کمرشکن اجاره مسکن، تورم محلی و درمان بیماریها—حقوقبگیران رسمی را به دلیل شفافیت فیش حقوقی با برچسب دهکهای بالا از دایره حمایت خارج کرده است. آقای میدری! با حذف اقشار متوسط و پرتاب کارگران به قعر جدول دهکها، عدالت برقرار نمیشود، بلکه تنها صورتمسئله فقر جابهجا میگردد.
۴. از نامه تاریخی به رهبری مظلوم شهید تا ریختن جام فقر به کام امت صبور
آقای میدری! حافظه تاریخی جامعه پاک نشده است. روزگاری در مجلس ششم، نام شما پای نامهای ثبت شد که خطاب به رهبر شهید انقلاب، نسخه پذیرش «جام زهر» میپیچید؛ رویکردی که ناشی از ناامیدی، بیاعتمادی به ایستادگی ملت و نادیده گرفتن مبانی اقتدار انقلاب بود.
امروز اما در مسند وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در میدانی دیگر قرار گرفتهاید. اینبار مخاطب شما در میدان عمل، «امت صبور، مقاوم و خانوادههای معزز شهدایی» هستند که پای استقلال و عزت این نظام ایستادهاند. آیا رواست پاسداشت وفاداری این ملت نجیب، مواجهه با خطاهای ویرانگر دهکبندی، حذف چتر حمایتی از طبقه متوسط و ریختن «جام فقر» به کام سفرههایشان باشد؟!
مسیر نجات وزارت کار روشن است: دست از سیاستهای تسکینی بردارید، به الزامات قانونی ماده ۴۱ بازگردید، آزمون وسع پرخطای پایگاه رفاه را بازنگری کنید و اجازه ندهید کرامت طبقه کارگر در سایه تصمیمات جزیرهای پایمال شود.




