
تحلیلی بر ریشههای ناترازی مالی و تعهدی سازمان تأمین اجتماعی؛
تامین اجتماعی؛ بدهکارِ چه کسی است؟
عزیز آذر خرداد؛ کارشناس تامین اجتماعی
عصر خبر: وقتی سخن از ناترازی سازمان تأمین اجتماعی به میان میآید،معمولاً نخستین تصویر، سازمانی با هزینههای سنگین و منابع محدود است؛ اما پشت این تصویر، واقعیتی بزرگتر پنهان مانده است: بخش مهمی از ناترازی امروز، حاصل سالها انباشت تعهدات، پرداختنشدن بهموقع سهم دولت، تحمیل تکالیف بدون منابع پایدار و مداخلاتی است که هزینه آن در نهایت به بیمهشده و بازنشسته منتقل میشود. مسئله فقط حسابهای یک سازمان نیست؛ سخن از آینده میلیونها ایرانی است.
تأمین اجتماعی را نمیتوان با یک دستگاه اداری معمولی مقایسه کرد. این سازمان بر پایه حق بیمههایی شکل گرفته که کارگران، کارفرمایان و دولت طی سالها پرداخت کردهاند. هر ماه که کارگری سهم خود را از حقوقش میپردازد، در حقیقت بخشی از امنیت آینده خود را خریداری میکند؛ امنیتی برای روزهای بیماری، ازکارافتادگی، بیکاری و بازنشستگی.
از این منظر، منابع تأمین اجتماعی صرفاً دارایی یک سازمان نیست؛ سرمایهای بیننسلی و متعلق به میلیونها انسان است. بنابراین هر تصمیمی که این منابع را تضعیف کند، در واقع بخشی از امنیت اجتماعی جامعه را هدف قرار داده است.
یکی از مهمترین ریشههای ناترازی، رابطه مالی دولت با سازمان است. دولت در دورههای مختلف، تعهدات بیمهای و حمایتی متعددی ایجاد کرده، اما همه این تعهدات همواره با منابع واقعی و پایدار همراه نبودهاند. از سوی دیگر، مطالبات سازمان از دولت در طول زمان انباشته شده و فاصله میان ارزش اسمی بدهی و ارزش واقعی آن، زیان قابل توجهی به منابع بیمهای وارد کرده است.
در کنار این مسئله، نباید از آثار مداخلات و تصمیمات خارج از منطق بیمهای غافل شد. سازمانی که باید بر اساس محاسبات دقیق بیمهای، منابع امروز را برای تعهدات فردا مدیریت کند، نمیتواند همزمان بار سیاستهای حمایتی و تصمیمات پرهزینهای را بر دوش بکشد که منابع آن از ابتدا مشخص نشده است.
با این همه، تأمین اجتماعی در سختترین روزهای کشور از مردم فاصله نگرفته است. در جنگ، حوادث طبیعی و همهگیری کرونا، مراکز درمانی این سازمان در کنار جامعه بودهاند و در بسیاری از موارد، خدمات خود را حتی به افراد فاقد پوشش بیمهای ارائه کردهاند. اما پرسش اساسی همچنان باقی است: وقتی جامعه در بحران به تأمین اجتماعی تکیه میکند، در روزهای دشوار چه میزان حمایت متقابل از این سازمان صورت میگیرد؟
راه حل ناترازی نیز نمیتواند صرفاً فروش داراییها یا کاهش هزینهها باشد. داراییهای تأمین اجتماعی پشتوانه تعهدات آینده میلیونها بیمهشده است و فروش شتابزده آنها ممکن است مسئله امروز را موقتاً حل کند، اما بحران فردا را عمیقتر خواهد کرد.
راه نجات، بازتعریف رابطه دولت و تأمین اجتماعی است؛ پرداخت بهموقع و واقعی تعهدات دولت، جلوگیری از ایجاد تعهدات بدون منبع، تقویت سهجانبهگرایی، صیانت از ذخایر بیمهای و حرکت به سوی اصلاحات پایدار.
تأمین اجتماعی نباید قربانی تصمیمات کوتاهمدت شود. پشت دفترهای حسابداری این سازمان، چهره میلیونها کارگر و بازنشسته قرار دارد؛ انسانهایی که سالها کار کردهاند، حق بیمه پرداختهاند و اکنون انتظار دارند در روزهای نیاز، امنیتی را که برایش هزینه دادهاند، دریافت کنند.
تأمین اجتماعی اگر ضعیف شود، فقط یک سازمان ضعیف نشده است؛ بخشی از ستون امنیت اجتماعی کشور فرو ریخته است.




