اجتماعیاقتصادی

موج نو نیوز: نجات تولید با ظرفیت آستان های مقدس«اماکن متبرکه » عبور از طرح‌های ابهام‌برانگیز

تأمین اجتماعی درچنبره‌ی بدهی‌های دولت؛چراباید ریلِ نجاتِ تولید را به سمت آستان‌های مقدس ( اماکن متبرکه ) تغییر داد؟

علی محمدی (مدرس دانشگاه، مدیر مسئول و کارشناس ارشد مدیریت مالی)

در بسیاری از جوامع، به دلیل نبودن مدیریت صحیح و برنامه‌ریزی دقیق، آن جامعه به جامعه‌ای فقیر مبدل شده است. در مقابل، جوامع دیگری با در دست داشتن کمترین منابع و امکانات طبیعی، به صورت جامعه‌ای پیشرو درآمده‌اند؛ چرا که از منابع محدود خود، با مدیریت و برنامه‌ریزی صحیح حداکثر استفاده را برده‌اند. مدیریت صحیح، نیازمندِ آموزش، تجربه، استفاده از تجارب دیگران، آینده‌نگری و نداشتن تعصّب نسبت به تجارب شکست‌خورده است. امیرمؤمنان علی (ع) می‌فرماید: «مَنْ سَاءَ تَدْبِیرُهُ تَعَجَّلَ تَدْمِیرُهُ؛ کسی که سوءمدیریت داشته باشد، شکست او به زودی فرا می‌رسد».

امروز، این اصلِ مدیریتی دقیقاً همان نقطه‌ای است که سازمان تامین اجتماعی را دچار بحران کرده است . بحرانِ مدیریت در سازمان  تأمین اجتماعی، صرفاً یک ضعفِ اجرایی نیست، بلکه ریشه در یک «تضادِ منافعِ ساختاری» دارد. از یک سو، دولت با انباشتِ بدهی‌های کلان به سازمان، بزرگترین بدهکار به معیشتِ کارگران است و از سوی دیگر، به دلیلِ حضورِ مستقیمِ دولت در وزارت کار و انتصابِ مدیرانِ سازمان توسطِ بدنه‌ی دولتی، عملاً «قدرتِ چانه‌زنی و مطالبه‌گری» برای وصولِ این مطالبات به شدت تضعیف شده است. این مدیران، در جایگاهِ مطالبه‌گر از کارفرمایِ خود (دولت) قرار ندارند و در نتیجه، برای جبرانِ کسری‌های مالی، به جای پیگیریِ مطالباتِ انباشته، به سراغِ نسخه‌های ناکارآمد و پیچیده می‌روند.

یکی از طرح‌ها که از طرف وزارت کار مطرح گردیده طرح «همگام» یا تکیه بر «اوراقِ بدهی»، دقیقاً محصولِ همین استیصالِ مدیریتی است. این طرح‌ها به دلیل پیچیدگی‌های اداری، نرخ‌های پنهان و عدم شفافیت، نه تنها گره‌ای از تولید نمی‌گشایند، بلکه کارخانه‌ها را با انباشته شدن بدهی فلج می کند .

زمان آن رسیده که از این مدیریتِ ناکارآمد فاصله بگیریم و به یک «راهکارِ استراتژیک» روی آوریم. در نظامِ دینی و قانونِ اساسیِ کشور، پذیرفتنی نیست که در شرایطِ فروپاشیِ معیشتیِ جامعه کارگری و خطرِ تعطیلیِ واحدهای صنعتی، نهادهای عمومی، مذهبی و موقوفاتیِ بزرگ کشور (نظیر آستان قدس رضوی، آستان شاه‌چراغ، آستان حضرت معصومه، آستان شاه‌عبدالعظیم و…) صرفاً ناظرِ خاموشِ نابودی تولید و بیکاری کارگران باشند.

روح وجودی نهادهای موقوفاتی، بر خدمت به محرومان و حفظ کرامتِ انسانی استوار است. بر همین اساس، پیشنهادِ مشخص این است: به جای تکیه بر طرح‌های ابهام‌برانگیز که نتیجه‌ای جز انباشتِ بدهی ندارد، منابعِ عظیم و متمرکزِ مالیِ این آستان‌های مقدس در قالبی مولد و هدفمند هدایت شود.

این نهادها می‌توانند در کنار سرمایه‌گذاری در حوزه‌های سودآور، با ایفا نقشِ «بانک‌های توسعه‌ایِ خیرخواهانه»، به کارخانجاتِ در معرضِ بحران، وام‌های بدون بهره با دوره‌ی تنفسِ سه ساله اعطا کنند. این مدلِ مالیِ دقیق، به بنگاه‌های تولیدی فرصت می‌دهد تا در این دوره‌ی تنفس، بدون فشارِ اقساطِ کمرشکن و نرخ‌های سنگینِ بانکی، تمام توانِ خود را بر «بازسازی خط تولید»، «تأمین سرمایه در گردش» و «بازگشت به سودآوری» متمرکز کنند.

این اقدام، نه یک کمکِ خیریه‌ایِ مقطعی، بلکه یک «سرمایه‌گذاریِ مسئولانه» برای حفظ کیان خانواده‌های کارگری است. اگر آستان‌های مقدس به جای رقابت در عرصه بنگاه‌داری برای خود، به یاریِ صنعتِ کشور بیایند، علاوه بر جلوگیری از تعطیلیِ تولید و رشد بیکاری، در عمل اثبات خواهند کرد که «دین برای خدمت به سفره و معیشتِ مردم است».

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا