
مسئولیتپذیری؛ ریشهای که در جامعه ما مغفول مانده است
وقتی همه طلبکارند و هیچکس پاسخگو نیست
علیی محمدی :این روزها در سخنرانیها و رسانهها، واژههایی مثل عدالت، انصاف و احترام به کرامت انسانی فراوان شنیده میشود. اما واقعیت تلخ این است که این واژهها بیشتر به ابزار تبلیغاتی شبیهاند تا یک حقیقت جاری در زندگی مردم. دلیل اصلی این فاصله میان حرف و عمل، فراموشی مسئولیتپذیری است.
جامعهای که در آن مدیران مسئولیت اشتباهات خود را به گردن زیردستان میاندازند، کارمندان کمکاریشان را با نبود امکانات توجیه میکنند و شهروندان بینظمی خود را نتیجه ضعف قانون میدانند، عملاً به جامعهای بدل میشود که در آن هیچکس پاسخگو نیست. در چنین فضایی، عدالت و انصاف تنها بر روی کاغذ معنا دارند، و کرامت انسانی هر روز لگدمال میشود.
اگر مسئولی واقعاً احساس مسئولیت کند، دروغ نمیگوید، وعده توخالی نمیدهد و به حقوق مردم بیاحترامی نمیکند. اما متأسفانه امروز بیمسئولیتی به یک «هنجار نانوشته» در سطوح مختلف مدیریتی تبدیل شده است؛ از وعدههای عملنشده انتخاباتی گرفته تا تصمیمهایی که سرنوشت میلیونها انسان را تحت تأثیر قرار میدهند، بیآنکه کسی حاضر باشد مسئولیت تبعات آن را بپذیرد.
بحران امروز ما کمبود قانون یا نبود شعارهای اخلاقی نیست؛ بحران اصلی، فرار از مسئولیت است. تا زمانی که مسئولیتپذیری به یک ارزش جدی در فرهنگ عمومی و حاکمیت تبدیل نشود، کرامت انسانی در حد شعار باقی خواهد ماند.
جامعهای که ریشه «مسئولیتپذیری» را از دست بدهد، دیر یا زود دچار فساد، بیاعتمادی و فروپاشی اخلاقی میشود. بنابراین اگر واقعاً دغدغه اخلاق و کرامت انسانی داریم، باید پیش از هر چیز، فرهنگ مسئولیتپذیری را زنده کنیم؛ نه با سخنرانی و شعار، بلکه با پذیرش خطا، پاسخگویی شفاف و عمل صادقانه.